-
آمپیلی فایر - تعریف و مبانی اولیه (Amplifier)
آمپیلی فایر بخش دوم یک سیستم صوتی در مسیر تولید صدا هستش که ما بین هدیونیت و اسپیکرها قرار میگیره. وظیفه اصلی این بخش، دریافت سیگنال ضعیف از هدیونیت و تقویت اون سیگنال بدون ایجاد هیچ گونه تغییری در اون و ارسالش برای اسپیکرهاست. ظاهر آمپها عموما به شکل یک مکعب مستطیل پلاستسکی یا فلزی هستش که داخلشون پر از مدارهای الکتریکی هستش و یگ سری پورت و اسلات و پیچ تنظیم در دو طرفش موجوده.
ترمینالهای آمپ به دو دسته ورودی ها و خروجی ها تقسیم میشند. دسته اول ورودی و خروجی برق هستش که در عکس زیر مشخص شده که وظیفش برق رسانی به آمپ هستش.
بخش بعدی ورودی rc ها هستند. این پورت ها ورودی سیگنال ضعیفی هستند که از هدیونیت ارسال میشه و آمپ وظیفه تقویتشون رو داره . توسط کابل rc به خروجی های rc هدیونیت وصل میشند.
این ترمینالها هم که تو عکس زیر هستند خروجی آمپ برای باندها هستند که سیگنال قوی رو برای باندها ارسال می کنند و چون جریان مستقیم هستند مثبت و منفی دارند.
نکته هائز اهمیت دیگه تعداد کانالهای آمپ هستش. تعداد کانال در آمپ به معنای تعداد باندهایی هستش که میتونه درایو کنه. مثلا یه آمپ دو کانال میتونه یه جفت باند و یه آمپ چهار کانال میتونه دو جفت باند و آمپ تک کانال میتونه یدونه ساب ووفر رو راه اندازی کنه. هر آمپ به اندازه تعداد کانالهاش ورودی rc و به همون تعداد جفت های مثبت و منفی خروجی برای باندها داره. مثلاً یک آمپ چهار کانال چهار ورودی rc و مجموعاً 8 خروجی باند که چهار جفت مثیت و منفی میشند داره. تنها استثنا در ایون وسط آمپهای تک کانال یا مونو هستند که دو ورودی rc میگیرند ولی یک جفت خروجی برای ساب دارند.
از موارد دیگه ای که روی آمپ دیده میشه تعدادی پیچ هستش که مهمترین اونها گین هستش که یک پیچ هستش که دو طرف اون دو مقدار ولتاژ نوشته شده. علت وجود این پیچ اینه که ولتاژ خروجی هدیونیت از rc هاش برای مدل های مختلف یکسان نیست و معمولا بین 2 تا 8 ولت متغیرند. کاربر در واقع با تنظیم پیچ گین ولتاژ خروجی از هدیونیت که توسط rc به آمپ میرسه رو تعریف میکنه. اگه گین ولتاژش بیشتر از ولتاژ خروجی هدیونیت باشه، صدا ضعیف میشه و آمپ حداکثر توانش رو نمیده و اگه ولتاژ گین کمتر باشه یا به عبارتی گین بازتر باشه فرکانسهای کلیپ توسط آمپ تولید میشه که جدا از به هم ریختن صدا ممکنه به آمپ و باندها هم آسیب برسونند. واسه همین تنظیم گین بسیار کار مهمی هستش توی آمپ.
یک بخش دیگه که عموما روی آمپها وجود داره کراس اور هستش.کراس اورها وظیفشون فیلتر کردن سیگنال ورودی به خودشون هستش و به سه دسته های پس فیلتر یا hpf و لو پس فیلتر یا lpf و بند پس فیلتر یا bpf تقسیم میشند. فیلترهای های پس کارشون اینه که از یک فرکانسی به بعد رو مجاز می کنند برای عبور و قبل اون رو فیلتر میکنند. مثلا اگه یه فیلتر های پس رو روی 100 هرتز تنظیم کنیم، فرکانسهای بیشتر از 100 هرتز رو مجاز می کنه برای رفتن به باندها و کمتر از 100 هرتز رو حذف یا فیلتر میکنه. فیلتر لو پس دقیقا عکس های پس هست و از یه فرکانسی به پایین رو برای عبور مجاز میکنه. فیلتر بند پس هم فرکانسهای بین فرکانس مشخص رو برای عبور مجاز میکنه. نکته بعدی اینه که فرکانس خارج بازه مجاز این فیلترها ناگهان صفر نمیشند و ضعیف میشند که شدت ضعیف شدنشون با واحدی به اسم دسی بل بر اکتاو بیان میشه که هر چی بیشتر باشه فرکانسهای خارج بازه مجاز کمتری به داخل باند نفوذ می کنند. معمولا تو آمپها این شیب 12 دسی بل بر اکتاو هستش. عموما روی آمپها یک شاسی وجود داره که با اون نوع فیلتر مورد نظر رو انتخاب میکنید و یک گیچ هم هست که فرکانس مورد نظر برای فیلتر کردن رو انتخاب میکنید.
اما نکته و سوال بعدی که پیش میاد اینه که باید به چه فاکتورهایی موقع خرید آمپ توجه کنیم!!!
اولین فاکتور تعداد کانال های مورد نیازمون هست که مجموع کانالهای آمپهام.ن باید برابر با تعداد باندهامون بشه. مثلا برای دو جفت باند و یک ساب، باید یا دو آمپ دو کانال و یک تک کانال یا یک چهار کانال و یک تک کانال و یا یک آمپ 5 کانال تهیه کنیم.بعدی که باید بهش تو
مطلب بعدی وات مورد نیازمون هستش. باید دقت کنیم که وات rms خروجی آمپمون از وات rms قابل تحمل توسط باندهامون بیشتر نباشه. چون باندها خواهند سوخت در این شرایط. عموما 50 وات مرزی هستش که بعد اون سیستم از حالت کیفیتی شروع میکنه خارج شدن و کیفیتش رو از دست میده و به قدرتی میل می کنه.
نکته بعدی که موقع خرید باید لحاظ بشه، میزان برق مورد نیاز آمپ هستش که ما باید به آمپ برسونیم تا درست کار کنه و قدرت خروجی نامیش رو بده. وگر نه جدا از کمبود توان ممکنه به مدارهای آمپ یا برق ماشین آسیب برسه. معمولا در کاتالوگ آمپها نوشته حداکثر چند آمپر از ماشین می کشند.
نکته فوق العاده مهم بعدی در انتخاب آمپ، پارامترهای کیفیتی اون هستند. متاسفانه آمپها نمیتوند صدا رو بدون هیچ تغییری فقط تقویت کنند و معمولا سیگنال رو از اصل چیزی که بوده دور می کنند. واسه همین فاکتور های کیفی به وسط میاند و آمپ با کیفیت آمپیه که کمتر صدا رو دستکاری کنه.
اولین پارامتر دیستورشن یا thd ( توتال هارمونیک دیستورشن ) هست که میزان به هم ریختگی صدا رو تعیین میکنه و هر چی دیستورشن بیشتر بشه میزان بیشتری صدای خراب و بی کیفیت و نامطلوب که به نوعی خش دار حس میشند وارد صدامون میشه و این پارامتر به درصد بیان میشه. عموما در آمپها میزان دیستورشن در فرکانس 1 کیلوهرتز برای یک وات توان خروجی اعلام میشه. باید دقت داشت که با افزایش فرکانس و توان خروجی میزان این دیستورشن زیاد میشه و برابر با اون مقدار اعلامی توسط کارخونه نیست و هر چی آمپ بهتر باشه میزان رشد این دیستورشن تو توانهای بالاتر و فرکانسهای بیشتر، کمتره! تا موقعی که حداکثر دیستورشن ایجاد شده توسط آمپ زیر 1% باشه همه چیز اوکی هستش و انسان دیستورشن زیر این مقدار رو به سختی متوجه میشه. دقت داشته باشید که عدد اعلامی کارخونه ها فقط برای یک توان خروجی خاص در فرکانس خاص هستش و حداکثر دیستورشن نیست!!!!
فاکتور کیفیتی بعدی که شاید جزو مهمترین فاکتورها باشه، میزان پیک آمپ هستش! متاسفانه آمپها عموما نمیتونند همه فرکانسها رو بهیک اندازه تقویت کنند و فرکانسهای بالا یا پایین رو به اندازه های متفاوت تقویت می کنند. هر چی این تفاوت تو تقویت بیشتر باشه آمپ صداش از یک دستی و خطی بودن خارج میشه و به اصطلاح پیک کیدا میکنه. اگه پیک تو فرکانسهای پایین باشه جزییات صدا از دست میره و صدا بم میشه و اگه تو فرکانسهای بالا باشه صدا تیز و زننده و گوش آزار میشه. پس یه آمپ خوب آمپیه که حداقل پیک رو داشته باشه. پیک رو معمولا به صورت دسیبل تو بازه فرکانسیآمپ اعلام میکنند.
کمیت بعدی نسبت سیگنال به نویز هستش که تعریفش رو اسمش هست و هر چی بیشتر بشه نسبت سیگنالمون به نویز ارسالی توسط آمپ بیشتر میشه و صدا تمیز تر میشه. واحد این کمیت دسی بل هستش.دقت داشته باشید رشد کیت دسی بل خطی نیست و 100 دسی بل با 103 دسی بل تقریبا دو برابر اختلاف دارند.
کمیت بعدی چنل سپریشن هست که اون هم به دسی بل بیان میشه و میزان جدا کردن صدای باندهای چپ و راست از هم تو صدای استریو و عدم اختلالشون با هم هستش.
اما فاکتور نهایی دمپینگ فاکتور هستش. دمپینگ فاکتور پارامتری هستش که نشون دهنده توانایی مپ در دمپ کردن یا کشتن ارتعاشات باند هستش. وقتی باند یک فرکانس رو اجرا می کنه یک ارتعاشرخ میده که تا چند ثانیه در حالت عادی ادامه پیدا میکنه و صدای فرکانسهای بعدی رو خراب میکنه. آمپ وظیفه داره با این ارتعاش ایجاد شده مقابله کنه و اون رو بکشه و هر چی این فاکتور بالاتر باشه توانایی آمپ در این ضمینه بیشتره. به عبارت دیگه افزایش این فاکتور یعنی افزایش کنترل و دقت آمپ بر روی صدا.
آخر همه اینها که گفتم هیچ چیز جای شنیدن صدای آمپ رو نمیگیره. چون کمپانی ها ممکنه با تغییر شرایط با شرایط استاندارد اندازه گیری این فاکتورهاشون تو آمپ عددهایی که دادند خیلی تغییر کنه. و نمیشه با همین عددهایی که دادند قسم قطعی رو آمپ خورد. تازه این در شرایطیه که صداقت هم داشته باشند تو ارایه اعداد و ارقامشون.
یه نکته دیگه هم که موقع نصب باید در نظر گرفت، میزان مقاومت باندی هست که به آمپ وصل میشه. این مقاومت به اهم بیان میشه و هر چی بیشتر باشه آمپ توان کمتری میتونه بیرون بده ولی از طرف دیگه دقت و کنترلش روی سیگنالی که میفرسته خیلی بیشتر میشه. معمولا میزان رنج مقاومت مجاز آمپها 2 تا 8 اهم هستش که بعد بریج کردن کانالها که ترکیب و یکی ساختن کانالها با هم هست به 4 تا 8 اهم محدود میشه. برای همین تو کاتالوگ آمپها معمولا برای 4 اهم و 2 اهم توان های متفاوتی نوشته میشه و فاکتورهای کیفی دوباره برای اهم های مختلف باز نویسی میشه.